وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


آنچه باور است محبت است وآنچه نیست ظروف تهی است
این وبلاگ سعی دارد گامی هر چند کوچک در رابطه با
پیشگیری مهار و درمان اعتیاد و دخانیات را در اختیار مصرف
کنندگان مواد مخدر و خانواده های آنها و همچنین
کسانی که خواستار رهایی از بند اعتیاد و دخانیات می باشند قرار دهد.
بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

مدیر وبلاگ : کمک راهنما ایرج ورمزیار

بسیاری اوقات ، ما در مسیر خود  می ایستیم ، با این بهانه که راه مشخص نیست . می خواهیم تمام راه را ابتدا به ساکن ببینیم و خوب برانداز کنیم و بعد حرکت کنیم . غافل از این که این اتفاق برای هیچ کس روی نمی دهد . خیلی وقت ها ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها فکر می کنیم ، اما حرکت نمی کنیم . تفکر بسار خوب است واهمیت آن را همه ما می دانیم . اما جایی هست که دیگر باید حرکت کرد و تفکر به تنهایی راه به جایی نمی برد . کشتی در ساحل ، امن است اما برای این ساخته نشده است .



سلام دوستان محمد هستم یک مسافر؛
وقتی به وادی هشتم رجوع کردم و به بازخوانی مطالب آن پرداختم، لذتی بی‌حدوحصر تمام وجودم را دربرگرفت. بارها و بارها متن این وادی را خوانده بودم؛ اما این بار با توفیق ظاهراً اجباری که نصیبم شد، حظ دیگری بردم و یک‌بار دیگر دریافتم که وقوع هیچ اتفاقی نمی‌تواند تصادفی باشد.
وادی‌ها كلید قفل‌های زنگ زده ما هستند، چون قبلاً همه ما فقط قفل می‌زدیم.وقتی در غفلت باشیم، خیلی از كارهای ما در جهت قفل زدن می‌شود و وادی‌ها كلید آن است. وادی 5 ما را به حركت رهنمون می‌كند، وادی 6 به ما فرماندهی عقل را در همه امور گوشزد می‌كند. وادی 7 یافتن راه و حركت در مسیر آن را بیان می‌كند و وادی 8 به ما می‌گوید كه اگر برداشتت صحیح است، حركت كن، آنگاه راه خود به خود نمایان می‌شود.

انتخاب راه کنگره 60، شاید در ابتدا، آخرین راه من برای نجات زندگی‌ام بود؛ زندگی‌ای که در آستانه اضمحلال قرار داشت و من ناامیدانه در جستجوی یافتن راه نجات خودم در وهله اول و بعد زندگی‌ام، به آسمان می‌نگریستم و به‌صراحت بگویم که دیدن حتی کورسویی کوچک برایم محال می‌نمود!

بااین‌حال، رحمت پروردگار نصیبم شد و بعد از ورود به مکان مقدس کنگره و بعد از اطمینان از روش درمانی آن، مشتاقانه مسیری را طی نمودم که به‌زعم من، شاید شتاب شگفت‌انگیز عقربه‌های ساعت، فراتر از ثانیه و دقیقه‌ها، گذر چندساله حضورم را نقش بستند.

در کنگره 60 با لمس ریسمان الهی، ترس و تعلل، لحظه‌ای ذهنم را درگیر نمیسازدو با حصول اطمینان از مسیر درستی که انتخاب کرده‌ام، باوجود همه مشکلات و موانع، حرکت خود را ادامه می دهیم؛ زیرا دیگر می‌دانم که در مقابل نیروی ترس، عاملی به نام ایمان وجود دارد و هرگز نباید فراموش کنم که در تقابل این دو نیرو، ایمان می‌تواند پیروز باشد، منوط به اینکه با سلاح تفکر سازنده و صبر و استقامت و سایر مؤلفه‌های مطرح‌شده در مباحث آموزشی، تجهیز شده باشم.

در همین مکان مقدس بود که دریافتم شیطان به «زیباترین شکل و قالب» همیشه در کمین است، آن‌هم با بهره‌گیری از پیچیده‌ترین امکاناتی که معمار هستی و نیستی در اختیارش قرار داده است؛ اما این اصل مهم را هم مدنظر خود قرار داده بودم که:

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پای فتاده سرنگون باید رفت

 تو پای‌به‌راه در نه و هیچ مپرس

خود را بگویدت که چون باید رفت

خوشبختانه با آموزش‌های هوشمندانه کنگره 60 فهمیدم که هدف چیست و برای تحقق این رویکرد، می‌بایست با تمام وجود، انگیزه‌ام را قوی کنم تا همین عامل، باعث ایجاد تحرک شود. استفاده از منابع آموزشی کنگره و بهره‌گیری از سخنان استاد بزگوارم ؛  به من آموخته بود که برای جامه عمل پوشاندن رؤیاهایم، این قدم‌های کوچک من است که روزی مرا به هدف و آرمان‌هایم خواهند رساند.

هدف من، ملموس و مشخص بود: «رسیدن به رهایی؛ رهایی از چنگال‌ مخوف اعتیاد که مرا  اسیر خود ساخته بود و نیز رسیدن به آرامش و آسایش». در طی مسیر، گاهی با چندین راه برخورد می‌کردم؛ اما به لطف خداوند و با آموزش‌هایی که از راهنمایم دریافت می‌داشتم، توانستم راه و مسیر اصلی را به فراموشی نسپارم.

گفته می شود مسیر زندگی ، یعنی زندگی انسان مسیر است ، محل سیر است ، جای حرکت است ، جای سکون و توقف نیست ، اگر جای توقف بود که دیگر مسیر نبود . بنابراین انسان در طول زندگی دائماً در حال حرکت است و هیچ نقطه ای وجود ندارد که انسان بگوید مسیر زندگی من تمام شد و به پایان رسید و من باید بایستم . چنین جایی در زندگی انسان هرگز وجود ندارد . حتی بعد از انتقال از این دنیا به دنیاهای بعد ، انسان یعنی زندگی و زندگی یعنی حرکت. چه در این دنیا و چه در حلقه های دیگر و این داستان تا ابد الدهر ادامه خواهد داشت و هیچکس نمی تواند آن را متوقف کند و یا بخواهد به زندگی خود پایان دهد . خداوند چنین برنامه و نرم افزاری را در خلقت انسان طراحی نکرده است . حتی کسانی که خودکشی می کنند ، به زندگی خود پایان نداده اند ، فقط جای زندگی خود را کمی تغییر می دهند ، البته با همان مشکلات قبلی که بیشتر هم می شود . در هر حلقه ای که چشمان ما بسته می شود ، در جایی دیگر و در حلقه ای دیگر چشمان ما باز می شود .

بسیاری اوقات ، ما در مسیر خود  می ایستیم ، با این بهانه که راه مشخص نیست . می خواهیم تمام راه را ابتدا به ساکن ببینیم و خوب برانداز کنیم و بعد حرکت کنیم . غافل از این که این اتفاق برای هیچ کس روی نمی دهد . خیلی وقت ها ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها فکر می کنیم ، اما حرکت نمی کنیم . تفکر بسار خوب است واهمیت آن را همه ما می دانیم . اما جایی هست که دیگر باید حرکت کرد و تفکر به تنهایی راه به جایی نمی برد . کشتی در ساحل ، امن است اما برای این ساخته نشده است .

همواره باید فرمان بردار بود باید فرامین قدرت مطلق را اجرا نمود؛انسان بر حسب داشتن قدرت اختیار کامل هم می تواند راه فسق و فجورو کینه... و هم راه تقوا و ارزش و محبت... را بپیماید،او بر اثر نقض فرمان به زمین هدایت شدتا عملاً اثبات نماید که چه قدر حاضر است از اشتباه خود برگردد و به مسیر ارزش آیدو باید مشخص شود که کدامیک در عمل و حرکت بر پیمان خود استوارتر هستیم.راه همان هست که زمانی از آن خارج گشته ایم باید ذره ذره و قدم به قدم وبرزن به برزن وگاه حتی شهر به شهر پیش رفت تا مسیر آشنا تر گردد.

در قسمتی از وادی آمده که درک ،آموزش و آگاهی در نقطه یا شما باقی می ماند این مرا به یاد این پیام می اندازد که "آن گاه که هر یادی جز خداوند در تو جاری شود همه یآن چه که از یاد برده ای به یاد خواهی اورد با عشق و محبتی محکم تر از هر نوع که باشد."

وقتی به گذشته فکر می‌کنم و عملکرد کنونی‌ام را مورد ارزیابی قرار می‌دهم، می‌بینم که خسارت‌های زیادی را به خود، خانواده و جامعه‌ام وارد ساخته‌ بودم و این به‌واسطه مسیر اشتباهی بود که ناآگاهانه طی می‌کردم.

کنگره 60 به من آموخت که می‌توانم با بخشیدن خود، بخشی از خسارت‌ها را جبران کنم؛ می‌توانم با کسب آرامش روانی، گامی در جهت اصلاح محیط پیرامونم بردارم؛ می‌توانم با خودباوری و پذیرفتن نقش سازنده‌ای که در سایه آرامش و احساس امنیت خاطر در من پدید آمده است، درصدد جبران گذشته‌ها برآیم.

من می‌توانم با آموزش‌های کنگره، «انسانی» زندگی کنم و از ودیعه ارزشمند خداوند یعنی «حیات» برخوردار شوم؛ کافی است قوانین الهی را بشناسم و از خرد جهانی پیروی و وجودم را از مهر و محبت الهی آکنده کنم.

تا باد چنین بادا

مسافر محمد رهجوی کمک راهنمای محترم استاد ایرج ورمزیار ،لژیون 21




نوع مطلب : مقاله نویسی، دستور جلسه، 
برچسب ها : مقاله، دستور جلسه، رهایی، وادی، عشق،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
________________________________ _________________________________
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic