وب لژیون راهنما آقای ایرج ورمزیار
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


آنچه باور است محبت است وآنچه نیست ظروف تهی است
این وبلاگ سعی دارد گامی هر چند کوچک در رابطه با
پیشگیری مهار و درمان اعتیاد و دخانیات را در اختیار مصرف
کنندگان مواد مخدر و خانواده های آنها و همچنین
کسانی که خواستار رهایی از بند اعتیاد و دخانیات می باشند قرار دهد.
بیایید این آتش ویرانگر را مهار کنیم!

مدیر وبلاگ : کمک راهنما ایرج ورمزیار
مطالب اخیر

جلسه هفتم از دوره شصت و هشتم، سری کارگاه‌های آموزشی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران سفر دوم، به استادی و نگهبانی مهندس دژاکام و دبیری مسافر مهدی با دستور جلسه «وظایف راهنما و رهجو»، در روز چهارشنبه مورخ 98/11/23 ساعت 8:45 آغاز به کار کرد.


سخنان استاد؛
امیدوارم حال همه شما خوب باشد، حال من هم بحمدلله خوب است.
دستور جلسه امروز وظایف راهنما و رهجو است.  
حساسترین و مهمترین مسئله، راهنما ورهجو است. همان قضیه زوج و فرد است. باید افراد و تمام موجودات با یکی وصل بشوند، تا آنکه دانش و علم را تخصصی یاد بگیرند. معلم به ما سواد را آموزش می دهد، همه چیز به این صورت است، پرورش و انتقال از یک مرحله به مرحله دیگر است. مهم این است که راهنما که به شاگرد درس می دهد، خودش درست باشد.
شما وقتی می خواهید پولی به کسی بدهید، باید این را پول در جیبتان داشته باشید. شما هرچه می خواهید بدهید، باید مالک آن باشید. مانمی توانیم محبت را به یک نفر آموزش بدهیم، ولی خودمان محبت نداشته باشیم. نمی توانیم گذشت را آموزش بدهیم، ولی خودمان گذشت نداشته باشیم.
با آنکه ما آزمون و امتحان می گیریم، شاگردان به راهنمایشان می روند. برای همین هر اتفاقی در کنگره بیفتد، من مقصر را راهنما می دانم. یکی خطا می کند، من می گویم راهنمایش چه کسی بود؟! راهنما برای ما خیلی اهمیت دارد، برای همین راهنما را از فیلتر شدیدی گذراندیم. 4هزارنفر آزمون دادند و حدود 1000نفر در آزمون قبول شدند. به اینها خوب آموزش دادیم و سختگیری کردیم، اینها خیلی مسائل را آموزش دیدند. ما مثل یک آکادمی آزاد هستیم. یک راهنمای کنگره 60، از یک متخصص درمان اعتیاد، بیشتر می داند. این کار بزرگی است که یک نفر در کنگره 60، تعداد 20 ، 30 ، 50 نفر را به رهایی می رساند.
مهم ترین مسئله این است که اگر این کار را انجام داد و 100نفر را به رهایی رساند، مغرور نشود. اگر یک نفر از جایگاهی که دارد سوء استفاده کند، زمان سقوطش فرا می رسد. درختان ، وقتی بارشان سنگین می شود، شاخه هایشان خم می شود.

اگر ما یک جایی موفق هستیم و از ما به نیکی یاد می کنند، باید باعث پیشرفت ما شود، نه باعث پس رفت ما. راهنما باید از شاگردش تکلیف بخواهد، باید دلسوزش باشد، باید عاشق رهایی شاگردش باشد، با شاگردش نباید شوخی کند. باید به موقع شاگردش را تنبیه کند، ولی نباید به او توهین کند. راهنما می تواند عصبانی شود، ولی توهین نمی تواند بکند.
تولید ما در کنگره، بر اثر عملکرد صحیح و خوب راهنماهاست. افراد ذره ذره تغییر می کنند و آموزش می بینند و جهان بینی آنها باید ذره ذره تغییر کند. در کنگره یاد گرفته ایم که در مسائل درمان ، مقام پایین از مقام بالا اطاعت کند. راهنما نباید در مسائل طلاق، حقوقی و ... دخالت کند. باید اطلاعات و آگاهی بدهیم. ما با چشم بسته حرکت نمی کنیم. اعتیاد برای ما یک بیماری پیش رونده، مرموز و لاعلاج نیست. برای ما اعتیاد یک بیماری کاملاً شناخته شده است. در کنگره اشخاص برای درمان خماری نمی کشند، در کنگره اوردوز و مرگ نداشتیم و اگر بود به ندرت داشتیم، چون اشخاص آموزش می بینند.
راهنما باید تکلیف ها را از شاگردانش بخواهد. برای تازه واردین هفت سی دی (وادی اول تا هفتم) تکلیف کرده بودیم. 5 سی دی را هم من اضافه کردم که حتماً باید تازه واردین از روی آنها بنویسند. 1ـ جهان بینی 1 و 2       2ـ سی دی منیت     3 ـ سی دی قضاوت     4ـ سی دی ایمان      5ـ سی دی لنگر کشتی را بکشید.
وظیفه رهجو، این است که اول به موقع سر کلاس حاضر شود. رهجو را چه کسی باید آماده کند؟ گروه تازه واردین. همه چیز ما در این سه جلسه تازه واردین خلاصه می شود. باید آنقدر خوب باشد و جذابیت داشته باشد که شخص بیاید. باید به خوبی همه چیز را به او تفهیم کنند. اصلاً نمی خواهید بگویید که کنگره رایگان است، بگویید پول دارو را می دهی و اینجا هم می آیی.
کار جدید در قسمت تازه واردین توسط آقای علی اشکذری، این است که راهنمای تازه واردین، در جلسه اول ، دوم و سوم توسط یک نفر انجام می شود. در اینجا، راهنمای تازه واردین باید آموزش های لازم را به تازه وارد بدهد. باید به تازه وارد بگویید که وقتی رفتی داخل لژیون هرچیزی که راهنما گفت، بگو چشم. اصلاً فکر نکن که تو تحصیلات بالاتری داری، اصلاً فکر نکن که سن و سال تو بیشتر است، هرچیزی که راهنما به تو گفت باید گوش کنی و تحصیلات و سن و سال اصلاً اینجا مهم نیست.
اگر راهنما نتواند، ظاهر شاگردش را درست کند، باطن او را هم نخواهد توانست درست کند. اگر رهجو خط راهنما را نمی خواند، وای به حال راهنما. وقتی راهنما نمی تواند پیراهن رهجو راعوض کند، چطور می تواند اخلاق رهجو را عوض کند. راهنمایی که نتواند کفش رهجو را از او بگیرد، چطور می تواند مواد و هروئین را از او بگیرد!
اگر ما شاگرد خوب پرورش ندهیم و خوب تفهیم نکنیم، دچار مشکل می شویم. راهنما وقتی شاگردش به یک مرحله ای رسید، دیگر راهنمایش نیست. اگر شاگرد شما مرزبان شد، دیگر شما راهنمای او نیستید.

دیروز ما در شورای دیده بانان، شعبه حسنانی را تا اطلاع ثانوی تعطیل کردیم. فقط بچه ها هفته ای یک بار برای دریافت نامه ها می روند. گروه خانواده شعبه حسنانی دایر است. در صورتی که شعبه حسنانی خیلی خوب شده بود، عملکرد لژیون سردار و گلریزان شعبه حسنانی خیلی خوب بود. اینها تقصیر چه کسی است؟ این موضوع تقصیر راهنمای مرزبانان است.
ما برای چه کنگره را دوست داریم؟ چرا اگر به ما بگویند که از کنگره برو بیرون، بسیار ناراحت می شویم و حتی گریه می کنیم؟ بخاطر اینکه در کنگره ما آسایش و آرامش داریم. در کره زمین یک جایی است که ما درگیری و حال گیری و جواب دادن و توهین و دعوا نداریم. چرا گفتیم با یکدیگر تجارت و کاسبی نکنید؟ چون یک جایی داشته باشیم که در آن راحت باشیم.
در بهشت های برین شما هیچ سخن لغو و بیهوده ای نمی شنوید. پس ما به کنگره می آئیم بخاطر همین آرامش است. پس ما در یک محیط دوست داشتنی و با محبت و آرام و به احترام متقابل ، می توانیم به کار هم ادامه بدهیم.
من دیگر صحبتی ندارم و این را بدانید، اگر به کسی مسئولیت می دهی، باید به او قدرت هم بدهی. مسئولیت بدون قدرت مفهومی ندارد. راهنما مسئولیت دارد و می تواند شاگردش را تحویل مرزبانان بدهد و بگوید نمی خواهد.
بعضی ها گرفتار دیسک هستند. علت این است که دو ماهیچه پشت کمر است که ستون فقرات را نگه داشته است. عوامل دیسک این است که این ماهیچه ها تعدیل می شود. ماهیچه ها بر اثر کمبود پتاسیم شل می شوند، چون ما در DSAP پتاسیم خوبی داشتند، چند نفر به ما گزارش دادند که عضلات پشت ستون فقراتشان قوی شده و مشکلات دیسک آنها برطرف شده است. پتاسیم باعث می شود که عضلات سفت شوند و پوست شل نشود. اگر بچه ها دیسک دارند، از شربت دیسپ استفاده کنند و نتیجه را به من اطلاع بدهند.
از اینکه به صحبت های من گوش کردید ، از همه شما سپاسگزارم .


تهیه و تایپ: مسافر محمد 





نوع مطلب : دستور جلسه، سخنان استاد، 
برچسب ها : کنگره60، لژیون ویلیام، ترک سیگار، استاد ایرج ورمزیار، رهایی، جهانبینی، سیگار،
لینک های مرتبط :

شنبه 26 بهمن 1398
شنبه 26 بهمن 1398 ساعت 11 و 55 دقیقه و 10 ثانیه
سپاس محمدعزیز..


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
________________________________ _________________________________
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات